تبليغاتX
دل شکسته
دل شکسته
دلم گرفته میخوام بنویسم که شاید یه کم از کوله باره غم هام کم شه (شاید)
درباره وبلاگ
من کویرم توئی بارون ،من یه چشمه توئی دریا
تو میباری بر دل من،تو میشوری رنج و غمها
تُوی دستات عطر پونه ،مثل رویا عاشقونه
واسه من یه جون پناهی، توی گریه شبونه
تو مثل لذت رویا ،برای چشمای خسته
تو مثل مرحم احساس، واسه دست پینه بسته
یه سبد پر از شقایق ،یه بغل پر از نوازش
توئی اون نغمه ی امید ،واسه قلب پُره خواهش
تُو حریم امن چشمات، کبوترها لونه دارن
تُو دل پر از ترانه ت ،غُصه ها پا نمیذارن
ولی سهم من همینه، که تو لحظه ها بسوزم
به تن این دل خسته ،رخت دلتنگی بدوزم
من کویرم توئی بارون ،من یه چشمه توئی دریا
تو میباری بر دل من،تو میشوری رنج و غمها
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الكترونيك
نوشته هاي پيشين
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
نويسندگان
دل شکسته & دل شكن
س
موضوعات
عاشقانه
تصاوير
آرشيو مطالب
تیر 1386
لينكدوني
MAXTheme
پر از ترفند های خفن کامپیوتری
پيوندهاي روزانه
پر از ترفند های خفن کامپیوتری
پيوندهاي ديگر
لوگوي دوستان

 گروه طراحي قالب هاي مكس

Your Logo

Your Logo

لوگوهاي ديگر

آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
مجموع بازديدها:
لوگوي وبلاگ

Your Logo

طراح قالب
 گروه طراحي قالب هاي مكس
Powered By
BLOGFA.COM

یادش زنده باد
آيا ناصر عبدالهي خودش مرده است؟ آيا در ماجراي مرگ او مسئله اصلي فوت وي به دليل مصرف بالاي مشروبات الکلي بوده است؟ آيا چنانكه در ميان عوام منتشر شده، ناصر عبدالهي در اثر مصرف بي رويه و غير متعادل مشروبات الكلي يا داروهاي آرام بخش مرده است؟ يا اينكه واقعيت در مرگ اين خواننده محبوب و 36 ساله چيز ديگريست. آيا ناصر عبدالهي را نكشته اند؟

همه اين سئوالات و سئوالات بسيار ديگري از اين دست در ذهن بسياري از روزنامه نگاران اين روزها نقش بسته و مي گذرد. با اين همه پس از چندين و چند روز تحيق و پرس و جو و كنجكاوي، راز مرگ ناصر عبدالهي ديروز بر من برملا شد و نوشتنش در اين وبلاگ از آن جهت است كه اساساً بدليل پيچيدگي موضوع تقريباً هيچ روزنامه اي حاضر به چاپ آن نيست و من نيز به دلايل بسياري مجبورم در مجملي كوتاه اين حديث مفصل را بيان كنم.

راستش ناصر عبدالهي خودش نمرده است بلکه .....! ماجرا البته ريشه در سالهاي دورتري دارد. مرگ مشكوك اين خواننده از اختلافات خانوادگي و تغيير مذهب عبدالهي سرچشمه مي گيرد. همينقدر مي توانم بنويسم كه عبدالهي به تازگي شيعه شده بود.

چند هفته پيش از مرگ عبدالهي در يك دعواي خانوادگي اين جوان رعنا را چنان مي زنند كه يكي از پاهايش از چند ناحيه دچار شكستگي استخوان مي شود و ناصر عبدالهي را رفقايش به هزار زحمت از آن مخمصه بيرون كشيده و به منزل مي رسانند و خانواده براي بر نخواستن دعواهاي رايج قومي قبيله اي با خوراندن ديازپام هاي قوي سعي در خواب كردن و كاهش درد خواننده مشهور مي كنند. بي خبر از آنكه استخوان ران عبدالهي شكسته است و دچار عفونت استخواني شده است. مصرف بالاي ديازپام و سرايت عفونت زخمها به كليه ها و همچنين ايجاد زخم بستر همگي باعث مي شود تا عبدالهي هر دو كليه خود را از دست بدهد و به كما برود و باقي را هم كه شما مي دانيد.

گرچه در ميان عوام و حتي برخي از همكاران مطبوعاتي چنين رايج شده كه او بدليل مصرف بالاي مشروبات الكلي فوت كرده است!

و اگر اين موضوع صحت دارد و يا گمان ميرود که صحت داشته باشد آيا مسوبين اين جنايت تحت پيگرد قضائي قرار گرفته اند ؟

|+| نوشته شده توسط دل شکسته & دل شكن در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 16:33 |
http://www.sonycard20.com/news/CD-Ra-Beshkan.zip
هيشکي نگفت يه دختره تنها تو اين شهر شلوغ بين نگاه هرزه مردم سر تا پا دروغ چه حالي داشت وقتي همه آرزوهاش مرده بودن وقتي که دست هاي پليد آبروشو برده بودن هيشکي نفهميد چي کشيد وقتي که مرگشو مي ديد توي هجوم نعره ها هيشکي صداشو نشنيد ......... بدون دروغ نيست اين حرف ها داره صحت همه ماها شديم يه مار چهار و سه خط ماييم که وارث درد ماييم که باعث مرگ غيرت ايراني ها رو خدايا صاعقه زد حرف ها بحث ها رفت روي اعصاب شد کابوس مرگ کم کم خواست به صدا در بياره ناقوس مرگ دختر ايراني ناموس تو ناموس من چرا کاري کرديم خودش بره به پابوس مرگ چطوري دلمون اومد با آبروي يه دختر ما بازي کنيم که زندگيش بشه مختل تو کنج اتاق تکيه داده اون تنها خدا اشکو به اون هديه داده بود شبها ولی حالا شب و روز چشم ها تشنه اشک طوري که ديگه تموم شده بود چشمه اشک گقت به خدا اي خداي من فقط يه خواهش به من بگو همه اينها فقط يه خوابه ولي خواب نيست دخترک بيدار بود دخترک بازيچه جماعت بيکار بود بيمار شد از تهمت هاي کثيف و نابجا اي خدا بده دخترو از دسيسه ها نجات پس کجا رفته غيرت مرداي اين شهر شلوغ تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ بيمار شد از تهمت هاي کثيف و نابجا اي خدا بده دخترو از دسيسه ها نجات تا به حال همچين بلايي سرت نيومده که اگه بياد مي گي بلا از اين بدتر اومده؟ ولي کدوم ما جامونو گذاشتيم جاش که ببينيم چي مي کشه ما هم بسوزيم پاش کاش ياس مي مرد همچين روزي نبود که غيرت بميره به دست يه خنجر عمود خنجر به دست يکي بود ما همکارشيم که توي جهنم ما هم با اون هم بالشيم خطاب به اون پسر که چقدر مي توني کثيف باشي کاري که تو کردي بدتر بود از اسيد پاشي تو که حاضری خود را بکشی واسه حسین تو که محرم، سیاه می‌پوشی واسه حسین حسین گفت اگه دین نیست باشیم آزاد مرد نه واسه یه سی‌دی کثیف کنیم بازار رو گرم اون دختر زحمتها کشيد تا به شهرتي رسيد واسه لذت بردن از اسمش يه مهلتي بديد گفتيد صحبتي جديده نوبت همينه با سرعتي عجيب چه تهمتي زديد پس کجا رفته غيرت مرداي اين شهر شلوغ تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ الکي تبصره نزن خودتو تبرئه کني تو عقل داشتي خود تو رهبر خودي ولي دونسته خودت رفتي عقب گناه پس بشين تو منتظر غضب خدا ولي نه، ماهي رو هر وقت که از آب بگيري تازه است پس بدون که راه براي برگشت باز هست بايد راه بست به تبليغ بيشتر و سعي کرد براي تبديل خويشتن به انسان واقعي با همه صفات با انصاف و واقع بين حاضر واسه دفاع مي گم به اونهايي که واسه باقي حرف تشنه ان شک نکن تو همين حالا سي دي رو بشکن
|+| نوشته شده توسط دل شکسته & دل شكن در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 16:21 |